یلدا، شبی که هزاران ساله تو ایران با ارزشه و جشن میگیریم چون معتقدیم نور بر تاریکی غلبه کرده و از شب یلدا روزها طولانی تر میشن. برای اینکه بفهمیم قدیما شب یلدا چه رسوماتی داشتن رفتیم سراغ آقایان حسن قاسمی جلالی و حسن محمدی خواه آستانه، دو نفر از قدیمی های آستانه که اتفاقا اطلاعات زیادی هم داشتن.

اولش گفتگومون خیلی رسمی شروع شد اما یه خورده تو کوچه پس کوچه های ذهنشون که مرور کردیم این ریش سفیدای خوش صحبت با هیجان برامون گفتن که قدیما همه چیز ساده تر بود اما بامزه تر… اینهمه تجملات غیرضروری نبود اما دلها به هم نزدیک بود، شبای طولانی پاییز و زمستون خبری از تلوزیون و اینترنت نبود و خانواده ها دور هم جمع میشدن و پای قصه های شیرین بزرگترا مینشستیم ، اون موقع ها توی آستانه شب یلدا خیلی از آقایون تو قهوه خونه ها جمع میشدن و چند شب قبل و بعدش دورهمی های جالب داشتند که نقال ها شاهنومه خونی میکردن و بازیهای زیبایی مثل شاه و وزیر بازی و یا گل یا پوچ بازی میکردن و خلاصه شبهای خاطره انگیزی میساختن .

یکی دیگه از رسومات یلدایی اون زمون ها که البته کم و بیش الانم هست هدیه بردن برا خانواده عروس بود … از چند شب قبل یلدا خانواده داماد در تکاپو بودن و میوه و آجیل و هدایایی آماده می کردن و تو مجمع یک شب قبل یلدا برا خانواده عروس می بردن و خانواده عروسم تدارکاتی مهیا می کردن و شب یلدا داماد و اقوامش ساز و دهل زنون می رفتن خونه عروس و خانواده عروسم پذیراییشون میکردن و خلاصه شب سرد و بلند یلدا رو با مهر و محبت گرم میکردن.

راستی اون موقع ها رسم بود واسه شب یلدا ۷ قلم میوه میگرفتن و به همراه کدو و لبوی پخته شده و تخمه دور هم مصرف میکردن.

الانم اگه سری به بازار بزنیم ۷ قلم میوه پیدا میشه اما حیف همونجور که محبتامون کم شده، پولای تو جیبمونم کم شده و نمیشه به ۷ قلم فکر کرد، شاید فقط بشه به هندونه فکر کرد./انتهای پیام

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید